
پدر عشا مومنی : نمی دانم اقایان چه جوابی در مقابل وجدان خود دارند
این فیلم هایی که برده اند مجموعه است از مصاحبه هایی که دخترم با فعالان اجتماعی انجام داده بود. خود من این فیلم ها را دیدم و واقعا لذت بردم. این فیلم ها نشان می داد که زنان جامعه ما چقدر رشد کرده اند و در چه سطح بالایی از آگاهی اجتماعی قرار دارند. این فیلم می توانست تاثیر خیلی خوبی خارج از کشور داشته باشد. عشا این فیلم ها را برای کار دانشگاهی اش تهیه کرده بود. خود من در آمریکا تحصیل کرده ام و با اینکه قرار نبود این فیلم ها خارج از چارچوب دانشگاه پخش شود اما می دانم که در سطح اساتید دانشگاه ها هم دید خوبی درباره ایران و وضعیت زنان کشور وجود ندارد و عشا هم خیلی روی این موضوع حساس بود. حال اگر عشا تصمیم می گرفت برود از مردم کوچه بازار فیلم تهیه کند می گفتند او می خواهد فقر و محرومیت را در ایران به تصویر بکشد و چهره نظام را خراب کند. اما دیدن این زنان چه تاثیری می تواند خارج از کشور داشته باشد جز نشان دادن رشد جامعه ایران
من در آمریکا از جمله کسانی بودم که برای سرنگونی رژیم شاه مبارزه می کردم. زمانی که شاه در آمریکا با کارتر در کاخ سفید ملاقات داشت من از جمله دانشجویانی بودم که مقابل کاخ سفید تظاهرات کردند. با آمدن آیت الله خمینی به ایران به کشورم بازگشتم و از آن زمان تا امروز 30 سال است در بدترین مناطق ایران راهسازی می کنم. 12 سال در بوشهر بودم که بخش اعظمی از این سالها در زمان جنگ گذشت. 4سال در هرمزگان، چند سال در غرب کشور و ... . زمانی که خانواده ام از آمریکا برگشتند عشا در برازجان تحصیل کرد. در مدرسه ای که حتی صندلی نداشت و من با هزینه شخصی ام برای مدرسه صندلی خریدم. منظور من در اینجا این نیست که بگویم خیلی انسان فداکاری هستم. به هر حال این انتخاب آگاهانه و شخصی ما بر مبنای علاقه ای که به ایران داشتیم بود. اما وقتی می بینم امروز همان دختری که از ناز و نعمت در امریکا آمد ایران تا دیپلم گرفت و یک لحظه از دغدغه هایش برای ایران و مردم کشورش کم نشد امروز در یک سلول انفرادی در زندان است دلم به درد می آید.
ادامه این گفتگو را در وبلاگ «برای آزادی عشا» بخوانید.
English Weblog
archives
by dateMarch 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
داستان خربزه و لرزش که یادتون هست. اگر اینجور داستانها برات تازگی داره ولی برای من یک داستان قدیمی ۳۰ ساله است. حتما آزاد میشه. بعدش هم میتونه چند پاراگراف گنده تو رزومهاش اضافه کنه.
میگی نه . من مرده تو زنده
یه نفر
October 21, 2008 11:23 PM
آقای مومنی : دخترتان حتما آزاد میشود٬ نگران نباشید
۱- از کسانی که حد اطلاعاتشان از برنامه گزارش هفتگی روزهای جمعه و تیتر های روزنامه کیهان بیشتر نیست بیشتر از این توقعی نمیره.
۲- باز هم ناشی ها با به کاهدان زدن٬ موجبات مشهورشدن گمنانی خواهند شد که تعدادشان در دنیا میلیون است. داد بیداد نکنید٬ فقط منصفانه فرق عشا و دیگر زنان را در دنیا مقایسه کنید
۳- اگر با یک فیلم و چند مصاحبه بشود میزان رشد قسمتی از یک جامعه ای رو تعیین کرد٬ باید در خیلی از دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی رو بست .
فراموش نکنید در دنیا و خصوصا کشورهایی مانند آمریکا کسی برایش کشور دیگری مهم نیست که حالا بخودش زحمت بدهد با دیدن یک فیلم که شاید هیچ چیزی از آن نفهمد٬ نگرشش رو عوض کند. کشورهایی به مراتب از ایران خوشنامتر با صرف هزینه های میلیاردی و .... هنوز نتوانستند چیزی رو عوض کنند.
۴- چرا باید اصولا همه دید خوبی نسبت به ایران داشته باشند. اگر عشا در محیط دانشگاه اون توجه اضافی رو که در ایران دریافت میکرد ٬ دریافت نمی کند٬ این اسمش حساسیت نسبت به جامعه ایران نیست. من هم در حدود ۸ سال در ۳ دانشگاه آمریکا دانشجو بوده ام ولی باور کنید اساتید هیچ حساسیتی نسبت به ایران ندارند٬ یعنی کلا ایران رو به حساب نمی آرند که بخواهند نسبت بهش حساسیت داشته باشند.
۵- باور کنید چند فیلم نشانی از هیج چیزی نیست. خصوصا اگر برای پاس کردن چند واحد ناقابل و جلب کردن نظر استاد برای دریافت گرانت یا توییشن ترم بعدی باشد.
۶-
آقای مومنی٬ اگر با پول و سهمیه دولت شاهنشاهی برای تحصیل به آمریکا آمدید٬ و در واشتگتن دی سی بر علیه شاه شعار دادید و وقتی هم که ویزاتون تمام شد و برگشتید ایران و به لطف شرایط آن روزگار کلی بر اندوخته مالی تان افزودید٬ منتش را بر سر دیگران نگزارید. خوب نیست که آدم تو این شرایط هرچی از دهنش بیرون میاد بگه. یکوقت یکی که از نزدیک با آدم آشناست ٬ این حرفا رو میشنوه و دهنش از تعجب باز میمونه.
۶- هنوز هم از جمله کسانی که شما بعنوان مبارز از آنها یاد می کنید٬ در دنیا زنده اند و از ان روزها یاد می کنند که پلیس واشنگتن دی سی از دست ایرانی ها گیج شده بود. چون چندین گروه مختلف برای مخالفت درخواست جا و مکان و زمان می کرد و هیچ گروهی راضی نبود با گروه دیگر در این زمینه همکاری کند٬ در نهایت به این نتیجه می رسد که بگوید امروز برای این گروه و فردا برای گروه دیگر.... جدا که چه مبارزه سترگی!!!!!!!!!!!ضمنا فکر کنم عشای عزیز حاصل دوران مبارزه است البته در کالیفرنیا
۷- فراموش نکنید در هرجای دنیا ( حتی در آمریکا یک خط قرمزهایی وجود دارد که اگر آدم از این خطهای قرمز رد بشه ٬ مسئولین دستگیرش میکنند. شنیدم در فرانسه٬ و ... خیلی جاهای دنیا هم همینطوره.
۸- من غلت کنم بگم شما با خرید صندلی عجب آدم فداکاری هستید. من گه بخورم. شما و این حرفا...
۹- ضمنا یادم نمی اید که من از دختر خانم شما خواسته باشم که از ناز و نعمت دوری کنند و بیایند ایران( مورده شور این ویزا رو ببرند که وقتی تموم میشه٬ آدم به هردری بزنه دیگه نمیشه تمدیدش کرد٬ ولی خب میشه چند سال بعد کلی رو سره دیگرون منت گذاشت.
۱۰- برای کسانی که با خواندن این کامنت شروع به فحش و نفرین و اتهام... اینجور چیزها می کنند:
صرفا با دستگیری عشا دنیا به آخر نرسیده است. مطمئن باشید که بعد از مدتی عشا بیرون خواهد آمد. دلیلش هم این است که کلا عشا کس بخصوصی نیست. یک دانشجو است که باید برای استاد پروژه تحویل بدهد. فکر می کنم حداقل خودش از کاری که می کرد اطلاع داشت. هرجای دنیا خربزه که بخوری باید پای لرزش هم بشینی.
۱۱-نکته آخر برای اون احمق هایی که با ایجور کارا آدمها را دچار مشکلات می کنند. بابا نکنبد ابن کار هارو. آخه اگر بدونید با اینکارتون چه نظمی رو از بین می برید. حالا از یک آدم معمولی که از طرف پدری بهش القاء شده که مبارزه ٬ دارید یک اسطوره درست می کنید. بابا آخه درست که خریت حد و مرز نداره ولی چند بار آخه. باور کنید دنیا هم فهمید که اشتباه کرده٬ اگر روشون میشد جایزه های بیخودی که به این مبارز ها دادن پس می گرفتن(شیرین عبادی٬ گنجی و ...)
ـ مطمئن هستم که این کامنت رو پابلیش نمی کنید ـ
آرمین
October 22, 2008 1:51 PM
آقای مومنی : دخترتان حتما آزاد میشود٬ نگران نباشید
۱- از کسانی که حد اطلاعاتشان از برنامه گزارش هفتگی روزهای جمعه و تیتر های روزنامه کیهان بیشتر نیست بیشتر از این توقعی نمیره.
۲- باز هم ناشی ها با به کاهدان زدن٬ موجبات مشهورشدن گمنانی خواهند شد که تعدادشان در دنیا میلیون است. داد بیداد نکنید٬ فقط منصفانه فرق عشا و دیگر زنان را در دنیا مقایسه کنید
۳- اگر با یک فیلم و چند مصاحبه بشود میزان رشد قسمتی از یک جامعه ای رو تعیین کرد٬ باید در خیلی از دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی رو بست .
فراموش نکنید در دنیا و خصوصا کشورهایی مانند آمریکا کسی برایش کشور دیگری مهم نیست که حالا بخودش زحمت بدهد با دیدن یک فیلم که شاید هیچ چیزی از آن نفهمد٬ نگرشش رو عوض کند. کشورهایی به مراتب از ایران خوشنامتر با صرف هزینه های میلیاردی و .... هنوز نتوانستند چیزی رو عوض کنند.
۴- چرا باید اصولا همه دید خوبی نسبت به ایران داشته باشند. اگر عشا در محیط دانشگاه اون توجه اضافی رو که در ایران دریافت میکرد ٬ دریافت نمی کند٬ این اسمش حساسیت نسبت به جامعه ایران نیست. من هم در حدود ۸ سال در ۳ دانشگاه آمریکا دانشجو بوده ام ولی باور کنید اساتید هیچ حساسیتی نسبت به ایران ندارند٬ یعنی کلا ایران رو به حساب نمی آرند که بخواهند نسبت بهش حساسیت داشته باشند.
۵- باور کنید چند فیلم نشانی از هیج چیزی نیست. خصوصا اگر برای پاس کردن چند واحد ناقابل و جلب کردن نظر استاد برای دریافت گرانت یا توییشن ترم بعدی باشد.
۶-
آقای مومنی٬ اگر با پول و سهمیه دولت شاهنشاهی برای تحصیل به آمریکا آمدید٬ و در واشتگتن دی سی بر علیه شاه شعار دادید و وقتی هم که ویزاتون تمام شد و برگشتید ایران و به لطف شرایط آن روزگار کلی بر اندوخته مالی تان افزودید٬ منتش را بر سر دیگران نگزارید. خوب نیست که آدم تو این شرایط هرچی از دهنش بیرون میاد بگه. یکوقت یکی که از نزدیک با آدم آشناست ٬ این حرفا رو میشنوه و دهنش از تعجب باز میمونه.
۶- هنوز هم از جمله کسانی که شما بعنوان مبارز از آنها یاد می کنید٬ در دنیا زنده اند و از ان روزها یاد می کنند که پلیس واشنگتن دی سی از دست ایرانی ها گیج شده بود. چون چندین گروه مختلف برای مخالفت درخواست جا و مکان و زمان می کرد و هیچ گروهی راضی نبود با گروه دیگر در این زمینه همکاری کند٬ در نهایت به این نتیجه می رسد که بگوید امروز برای این گروه و فردا برای گروه دیگر.... جدا که چه مبارزه سترگی!!!!!!!!!!!ضمنا فکر کنم عشای عزیز حاصل دوران مبارزه است البته در کالیفرنیا
۷- فراموش نکنید در هرجای دنیا ( حتی در آمریکا یک خط قرمزهایی وجود دارد که اگر آدم از این خطهای قرمز رد بشه ٬ مسئولین دستگیرش میکنند. شنیدم در فرانسه٬ و ... خیلی جاهای دنیا هم همینطوره.
۸- من غلت کنم بگم شما با خرید صندلی عجب آدم فداکاری هستید. من گه بخورم. شما و این حرفا...
۹- ضمنا یادم نمی اید که من از دختر خانم شما خواسته باشم که از ناز و نعمت دوری کنند و بیایند ایران( مورده شور این ویزا رو ببرند که وقتی تموم میشه٬ آدم به هردری بزنه دیگه نمیشه تمدیدش کرد٬ ولی خب میشه چند سال بعد کلی رو سره دیگرون منت گذاشت.
۱۰- برای کسانی که با خواندن این کامنت شروع به فحش و نفرین و اتهام... اینجور چیزها می کنند:
صرفا با دستگیری عشا دنیا به آخر نرسیده است. مطمئن باشید که بعد از مدتی عشا بیرون خواهد آمد. دلیلش هم این است که کلا عشا کس بخصوصی نیست. یک دانشجو است که باید برای استاد پروژه تحویل بدهد. فکر می کنم حداقل خودش از کاری که می کرد اطلاع داشت. هرجای دنیا خربزه که بخوری باید پای لرزش هم بشینی.
۱۱-نکته آخر برای اون احمق هایی که با ایجور کارا آدمها را دچار مشکلات می کنند. بابا نکنبد ابن کار هارو. آخه اگر بدونید با اینکارتون چه نظمی رو از بین می برید. حالا از یک آدم معمولی که از طرف پدری بهش القاء شده که مبارزه ٬ دارید یک اسطوره درست می کنید. بابا آخه درست که خریت حد و مرز نداره ولی چند بار آخه. باور کنید دنیا هم فهمید که اشتباه کرده٬ اگر روشون میشد جایزه های بیخودی که به این مبارز ها دادن پس می گرفتن(شیرین عبادی٬ گنجی و ...)
ـ مطمئن هستم که این کامنت رو پابلیش نمی کنید ـ
آرمین
October 22, 2008 3:04 PM
سلام
این خیلی بی انصافی است که در نظر قبلی گفته میشه چند پاراگراف به رزومه او اضافه میشه.شاید نتوانید تصور همدلانه ای با او داشته باشی اما کاش انصاف داشته باشیم
متین
October 22, 2008 8:11 PM
آرمین جان،
اینکه به نظر شما عشا کس به خصوصی نیست و با دستگیری اش دنیا به آخر نمی رسد آیا دلیل آن می شود که پدرش از دستگیری اش ناراحت نباشد و دوستان اش برای آزادی اش فعالیت نکنند؟ شما با چه اطمینانی از وضعیت ویزای آقای مومنی و در آمدش در داخل و خارج و انگیزه های عشا برای مبارزه حرف می زنی؟ این احکام را از کجایت صادر می کنی؟
ببین عزیز من، اگر تقی به توقی بخورد و خود شما را هم - که یحتمل پخی نیستی - دستگیر کنند، خوب صدای والدین ات در می آید و دوستان ات هم در وبلاگ های شان می نویسند آرمین ما را پس بدهید. این خوب خیلی طبیعی است.
حالا آیا این درست است که در آن روز مفروض دستگیری شما - که البته احتمالن نخواهد آمد - مثلن من بیایم زیر و روی شما و پدرت را یکی کنم فقط چون آدم به خصوصی نیستی و حق زندان رفتن من را تو خورده ای؟ اصلن چه کسی به نظر شما آدم به خصوصی است؟ آدم هایی که به خصوص نیستند باید برای فعالیت اجتماعی شان دستگیر شوند؟ بقیه هم باید خفه شوند؟
پدر عشا باید برای تحصیل در غرب یا معروفیتی که دخترش در اثر دستگیر شدن کسب کرده به شما جواب پس بدهد؟ کسانی که برای فعالیت هایی که کرده اند و زندان هایی که کشیده اند و چیزهایی که نوشته اند که یک سر کوچک اش می تواند زندگی دو نفر را بهبود ببخشد باید بیایند به تو جواب پس بدهند؟ کسانی هم که به دستگیری این آدم اعتراض می کنند همه احمق هستند و خریت شان هم حد و مرز ندارد؟
جایزه را دوست داری به تو بدهند؟ یا نکند دستگیری حقی است که عشا از شما خورده؟ مثل نوبل خانم عبادی که باید می دادندش به شما؟
جمهوری اسلامی هم لابد نباید آدم ها را دستگیر کند فقط به این دلیل که غیر به خصوص هستند و به رزومه های شان پاراگراف اضافه می شود و آن وقت به خصوص می شوند و اسباب جوایز بیشتری را فراهم می آورد؟ یعنی خیال شما اگر از این بابت راحت بود دستگیری آدم ها هم ایرادی نداشت دیگر؟ داشت؟
معلوم است که عشا آزاد می شود. فعالیت می کنیم که همین اتفاق بیافتد. فرق الان با بیست سال پیش که هزار تا هزار تا ذر زندان می کشتند پس فکر می کنی در چیست؟
نیما
October 23, 2008 9:05 AM
در جواب نیما:
بین پسرجان قبل از اینکه داغ کنی خوب متن رو میخوندی. منظور من از خریت بی حدومرز ٬ اونهایی است که با دستگیری امثال آدم های عادی مثل عشا ٬ خریتشون رو ثابت میکنند. فرق الان با بیست سال پیش هم اینه که اون زمان یه روز ۱۰۰۰ آدم میکشتند٬ و وبلاگی نبود که اسمشون رو بیاره٬ حالا دونه دونه میکشند و به لطف اینترنت خبرش درز میکنه. فکر می کنی الان نمیکشند؟ یا اگه بخوان بکشن از شما رودربایستی میکنند
پسرجان روزی که من و به همراه پدرم بردند کمیته میدان بهارستان٬ بعدش هم دادستانی انقلاب و بعدش هم اوین٬ داشتم برای نهایی سوم راهنمایی درس میخوندم. هنوز بعد از سالها نفهمیدیم که چرا گرفتنمون و چرا بردنمون٬ حاصلش هم این شد که خونمون رو گرفتند٬ بعلت داشتن پرونده نتونستم دانشگاه برم و الان بعد از ۲۷ سال پدرم باید روزی ۱۰ تا قرص اعصاب بخوره و ۶ ماه بره آسایشگاه برای تمدد اعصاب.... منظور!!!! ما هم میتونستیم خودمون رو قهرمان بدونیم. ولی ندونستیم و نخواهیم دانست. در مورد اینکه شخصی بنام عشا دستگیر شده٬ بعله باید خانواده و دوستانش ناراحت باشند٬ حتی کسانی که تا الان نمیشناختندش هم ناراحت هستند( شاید تو هم یکی از اونا باشی)
ولی آیا باید از آب گل آلود ماهی گرفت. حالا اون احمق هایی که گرفتنش٬ نمیفهمند ولی آیا دیگرانی که میفهمند هم باید همه رو گوسفند فرض کنند و این وسط هرچی میخوان بگن.یه آدم مشغول به تحصیل در دانشگاه برای ارایه یک پروژه که روزی ۱۰۰۰۰۰ نمونهاش تو دنیا تحویل استاد میشه٬ بدون ذکر هیچ دلیلی توسط یکسری ابله(دلیل حماقت هم اینگونه دستگیری هاست) دستگیر میشه٬ خب اینکه اسمش نشد مبارزه که٬ آخه این مبارزه است؟ . آخه خریت از این بیشتر. با دستگیری عشا٬ کلی آدم زندگی شون بهم ریخته... از همه مهم تر خودش. حالا این وسط یهو میشه قهرمان..اسطوره... گیرم که پدرش ناراحته٬ مگه ایشون نفر اول این داستان هاست٬ چون ناراحته باید از یک داستان عادی زندگی قهرمان بافی کنه و کلی منت سر دیگران بزاره؟ اگر قرار باشه که پدر٬ دوستان عشا که ادعا دارند که با اون احمق هایی که عشا رو گرفتن فرق دارند٬ باید ما رو هم گوسفند فرض کنند. نگاه کنید به کسانی که ۱۰ سال از بهترین روزهای زندگیشون رو تو زندان بودند٬ تا پایه مرگ هم رفتند(جندتاشون الان بیرون از ایران زندگی میکنند) منظورم ۱۸ تیره٬ دستگیر شدند٬ اسطوره شدند٬ زندانی شدند و بعد شکنجه شدند و بعد ..........چی شد؟ این داستان خریت تمومی نداره. این احمق ها میرن سراغ آدمهای عادی٬ شماها هم اسطوره و مبارزشون میکنید٬ ببینم عشا نفر اوله که دستگیر میشه؟ خودش نمیدونست که ممکنه اینطور کارا یه سری احمق رو قلقک بده؟ دیگه اینو هر عبدالهی میدونه؟
میخواهید ناراحت شوید٬ فحش بدهید.... ولی چیزایی که در کامنت اول گذاشتم حقیقت محضه.شما فعالیت شیرین عبادی رو مقایسه کنید با دیگر کسانی که جایزه صلح نوبل گرفتند. مثلا آقای گنجی که امروز برای شما اسطوره است و مانیفیست مینویسه! روزگاری جلوی دانشجوها وای میستاد و با اشاره به تفنگ در دستش٬ میگفت منطق من اینه ٬ هرکی حرفی داره بیاد صحبت کنیم. بعدش میگیرنش٬ یهو میشه اسطوره٬ بعد همه یادشون میره که ایشون کی بوده٬ تازه میگن٬ بوده٬ اشتباه کرده٬....(چند وقت پیش بعد از معاینه پزشکی به آقای دکتر میگه که اگه میدونستم این همه مشکلات داره غلت می کردم اعتصاب غذا کنم. شما باور نکنید)عشا یک انسان معمولی است که برای پاس کردن چند کردیت(واحد) درسی باید یه پروژه تحویل میداده و حاضرم قسم بخورم که استادش هم این پروژه رو نگاه نمیکنه)باور کنید که TA یا دستیار استاد یه نگاهش بهش میندازه). دوباره هم میگم٬ حالا اگه یکسری احمق (همانهایی که دستگیرش کردن) میخوان چیزه دیگهای بگن٬ حرف مفته. بابا با اینکارتون نظم همه چیزو بهم میزنین. مسیر زندگی عادی آدم ها رو بهم نزنین. همین کارهای احمقانه اتون تو ایران باعث میشه حتی بچه حزبالهی ها و نورچشمی هاتون هم اینجا خجالت بکشن چه برسه به دیگر آدم های عادی مثل من.ضمنا من هیج پخی نیستم٬ ولی اجازه نمی دم کسی به شعورم توهین کنه٬ چه احمق های حزب الهی٬ چه فرصت طلب ها٬ چه پدر عشا٬ چه دوستای عشا و چه هر پخه دیگری.....
آرمین
October 24, 2008 1:22 PM
با اجازه ی لوا:
آیدین جان با بعضی از حرف هات موافق ام. بگذار نظر کلی ام رو خیلی کوتاه برات بگم:
۱. معروفیت کسب کردن گناه نیست چه خودخواسته باشد و چه
پیش بیاید.
۲. به نظر من وضعیت کنونی آدم ها بهترین چیزی است که می تواند برای قضاوت آنها به کار رود. گنجی برای من اسطوره نیست اما محترم است چون هر اشتباهی که کرده به حد کافی جبران کرده و الان آدم مثبتی است. من توان کینه به دل گرفتن از آدم ها را ندارم و این از حافظه ی ضعیف ام است. در این ثانیه به نظر من حسین درخشانی که به ایران برگشته آدم مثبتی است و می تواند در بهبود زندگی آدم ها موثر افتد. فرصت موثر بودن را نباید از آدم ها گرفت. به زیان همه مان تمام می شود
۳. قصد توهین به شما را نداشتم و نمی دانم چرا دستگیرتان کرده بودند. من کسانی را که در هجده تیر بودند با عشا در یک ردیف صف بندی می کنم. آدم ها برای بهایی که می پردازند کردیت نمی گیرند. برای تاثیری که می گذارند اعتبار کسب می کنند. یک پروژه هر قدر هم که پیش پا افتاده باشد همین که در غرب اتفاق می افتد اما موضوع اش این مرز و بوم است چیز با ارزشی است و باید حمایت شود
۴. هدف مبارزه نیست. هدف یک مبارز خوب بودن هم نیست. هدف این است که چیزهایی که سر جای شان نیستند بیایند سر جای شان. به کمک همه ی ما نیاز است
شعورت محترم باد
نیما
نیم
October 24, 2008 8:08 PM