« صفحه اصلی پارمیدای من کوش؟ »

حدس بزنید*

کور شوم اگر دروغ بگویم.

ساعت شش و هشت دقیقه صبح است. من هشت دقیقه قبل، راس ساعت شش، با صدای مهیب یک انفجار در خواب و زنگ موبایلم از خواب پریدم. خواب دیدم در مدرسه جادوگری هری پاتر هستم و قرار است در طی محیر‌العقول‌ترین جادوگری قرن (‌ که ترکیبی بود از اعمال خارق‌العاده بروس ویلس در «آزاد زندگی کن یا سخت جان بده» و «مومیایی» و «ماتریکس» و تام کروز با لباس سامورایی در «ماموریت غیر ممکن »- و باور کنید فضای همه اینها بود در خوابم) نیمه یک سنگ را در خراش سنگی دیگر جا دهم تا بزرگترین اتفاق تاریخ بشریت بازسازی شود. یعنی صحنه‌اش در آن غار زیر مدرسه دوباره ساخته شود.

من آن سنگ را به سرجایش رساندم و ....


شما حدس بزنید آن بز‌رگترین اتفاق قرن چه بود که در خواب من در ساعت شش صبح سه شنبه چهاردم اکتبر سال دو هزار و هشت باز سازی شد. به دور از ذهن ترین واقعه ممکن فکر کنید.

----

* فکر اینکه نگویم خواب چه بود و از شما بپرسم در نیمه راه به نوشتن پست به ذهنم رسید ببینم کدامتان به رویای صادقه اعتقاد دارید.
* جواب سوال فحش خور ملسی دارد!‌(‌این یک راهنمایی بود)
* اگر کسی مرا تحویل گرفت و جوابی نوشت، در پست بعد می‌گویم در آن صحنه چه اتفاقی افتاد و آن‌وقت همه تان سجده کنندنان برسر خواهید کوبید و گریان همی خوهید رفت!

October 14, 2008 6:08 AM

Comments

فحش خور ملس؟؟؟؟ اممممممممم بذار یک کم فکر کنم . اگه به جواب رسیدم میام میگم.
البته اگه حمل بر بی ادبی نشه, من همین الانش هم کم فحش ندادم که سر کار گذاشتیمون :D

ahmadinejad president e amrica beshe
?
D:

Leva:
Nop!

بمب اتم تو هیزوشیما دوباره ترکید !! جه توقعی داری که کسی حدس بزنه آخه؟! D:

Leva:
Nop!

هواپيما خورده به برج ميلاد !

Leva:
Nop!

هیچ ربطی به انرژی هسته ای حق مسلم ماست داره آیا؟
:D
زود بنویس من هیجان زده ام! :)) کلا خواب های عجق وجق آخر تفریح و خنده س! من خیلی دوست می دارم.


هان راستی توی خوابت اثراتی از جناب کوین کاستنر محبوب القلوب نبود؟

Leva:
Nop! hich kodam!!

من خیلی دلم می خواد یه جواب خوب و «درخور» بدم ولی هیچی به ذهنم نمی رسه!
یکبار دیگه هم یه دوستم تلفنی بهم گفت یه خواب عجیبی دیدم! اگه گفتی چه خوابی؟!! و من زدم تو ذوقش که میلیون ها چیز هست که تو خوابش رو ببینی!!! چه انتظاری داری که من حدس بزنم؟!!!! و طفلک خودش گفت که خواب خمینی رو دیده بوده! حالا هم نمی خوام بزنم تو ذوقت... ولی منتظرم خودت بگی :)

Leva:
very close, but I want more !:)

zohoore Agha Emam Zaman !!!!!!!!!!!!!!

Leva:
Nop!

خمینی نزدیک بود؟!! ام.... خواب ده نمکی رو ندیدی؟!! که داره قسمت دوم اخراجیها رو می سازه؟!! و تو داری اون فیلم رو می بینی؟! ;)

Leva:
Nop!

you transferred Ahmadinejad to Michael Jackson!! Oh and by the way don't mix ghormehsabzi with double vodka, it causes that kind of dream

Leva:
Creative, but still nop!

سجده کنان بر سر کوبیدن و گریان همی رفتن بی شک یه ارتباطی با احمدی نژاد داره

Leva:
Nop!

دوباره انقلاب شد

Leva:
Close, vali still nop!

خمینی وانقلاب نزدیکن...خب حتمن خمینی عمامه شو گذاشت سر تو و تو شدی رهبر انقلاب یا شایدم مجبورم تا پست بعدی صبر کنم

Leva:
Nop.

حدس بزن چه کامنتی می خوام بذارم!!

Leva:
:)

خوب حدس که نزدی خودم می گم!

شما سنگ رو گذاشتید سر جاش ولی تا اون اتفاقه اومد بیفته شما از رو نردبان پرت شدید پایین و منفجر شدید و دیگر نفهمیدید چی شد . بعد بیدار شدید دیدید از تخت افتادید زمین !

Leva:
Nop!

مقام معظم طوری اش شد؟

Leva:
Nop!

یا هودر طوری اش شد؟

I have been thinking since morning and have got absolutely no clear idea!

Leva:
:)

khodet shakhsan enghelab kardi

Leva:
Nop!

oon lahzeyi bazsazi shod ke Khomeyni ye jalaseye seri ba engilisiha gozashte bood ke shah ro kalepa konan, ha in nabood? bade bazsazi in sahne sedaye dayi jan napeleon ham be goosh miresid ke: hame chi zire sare in engilisast!


Leva:
Nop!

مک کین شده رییس جمهوری عزیز ما! خدا حفظش کنه الهی!
بقیه قضایا هم که معلومه دیگه

Leva:
:) Nop!!

Eurekaaaaaa!
Wasn't it "light explosion"?

هواپیمای خمینی در ۱۲ بهمن قبل از رسیدن به ایران منفجر شد؟

خمینی ازت خواستگاری کرده؟ :D
آخه من چند شب پیش خواب دیدم زن خمینی شدم.:O

KHob akharesh chi??? chi khab didi ?

تو خمینی شدی و انقلاب کردی؟!
خیلی بدجنسی که نمی گی! کاش لااقل یه «ددلاین» می ذاشتی برامون بدونیم کی می خوای بگی! و اینکه اصلا می خوای بگی یا نه!!! :>

Hi Leva,

Question: Beside the ring tone, was a lamp reflecting on your eyes as well, while sleeping? I am thinkin' that it may have something to do with your both auditory and visual perceptions.

Well, in this case there might have been a kind of reconstruction of "Enfejaar -e- Noor" in the cave behind the magical school as a result of your wonderful action.

Anyways,
"Kasi raaz -e- ma raa daanad, ke az in soo be aan sooyam begardaanad..."


Leva: Ha ha Nima joon,

vali, vaghean, the lamp was on, as i slept in our living room on that futon which you know:)
That might be the real reason behind that dream. you are a genius!

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)