« صفحه اصلی »

کاش هند واقعا اینقدری که در فیلم‌هایشان نشان می‌دهد جای خوشحالی باشد. دلم خواست بروم هند...شاید رقص هندی هم یاد گرفتم. دستهایم را گذاشتم زیر چانه‌هایم و سرم را تکان دادم. یک دسته گل نارنجی هم انداختم دور گردنم


امروز یک فیلم هندی دیدم و گریه کردم. آخر پدر خیلی دخترش را دوست داشت و شب عروسی اش گریه کرد. من یاد پدر خودم افتاده ام. فکر کردم اگر روزی پیدا شوم بروم سراغشان و حالشان را بپرسم. اما اول باید آن‌ها مرا پیدا کنند.

June 12, 2008 6:34 PM

Comments

به نظر من هندی ها نسبتا شاد ان ... البته بدبخت هستن ها ولی به اون شکل که ما توی ایران میبینیم غمگین نیستن ...
غمشون نان است ... همین ... اما کلا دلشون خوشه .... از زندگی سگی لذت میبرن ...
چاره ای نیست //// با زندگی خودشون کنار اومدن .... ولی نسبتا شادن
میدونی کلا توی فیلم زندگی میکنند .... یعنی میرن فیلم میبینن و بعد با اون دل خوشن ... زندگیشونه و فیلم و سر صدا و رقص و اینها ...
توی فیلم هندی گیر کردن ...

be nazare man hend ye keshvare kheili ajibe va nemishe be in rahaty mesle agha javad dar moredeshoon ghezavat kard. vali oon chizike man tajrebe kardam az hend arameshiye ke tuye faghirashoon hast ta pooldareshoon. vali dar ma iraniha kheili kamtare oon aramesh vojood dare. dalilesho nemidoonam

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)