
« ما سه نفر بودیم (قسمت ششم)
صفحه اصلی
ما سه نفر بودیم (قسم هفتم) »
افاضات انتخاباتی
اینها را از دفتر انتخاباتی براک اوباما می نویسم.
فردا قرار است روز مهمی باشد. برای خیلی ها. توضیحات فنی را علی و امید خیلی خوب نوشتند. در این
دو هفته گذشته آنقدر اتفاقات عجیب و غریب و دور از ذهن افتاد که واقعا پیش بینی رقابت فردا را غیر ممکن میکند. دوست دارم و از صمیم قلب امیدوارم اوباما برنده رقابت فردا باشد هرچند اگر نتایج همانطور که پیشبینی ها نشان میدهد باشد باید تا معلوم شدن نتایج آخرین ایالتها در ماه مارس منتظر ماند.
نمیدانم آیا به صحبتهای میشل اوباما تا به حال گوش دادهاید یا نه اما این زن چیزی را در من زنده میکند. روحیهای که مدتها نداشتم و شاید اگر حرفهای دو روز قبلش در دلور نبود من هم قرار نبود تا آخر شب اینجا بمانم.
از مککین میترسم. کافیست یک جستجو در حرفهایش منباب سیاست خارجی مد نظرش بکنید. هر چند به قول دوستی از مردم مملکتی که ریگان و بوش پدر و دوبار هم جناب جورج بوش را انتخاب کردند هیچ بعید نیست. اگر انتخاب شود باید منتظر سلسله جنگهای بیشتری هم بود.
انتخابات -مخصوصا در این هفته آخر- مرا به شدت یاد انتخابات دور اول خاتمی میاندازد. همانباری که برای اولین پوستر خاتمی را به خانه آوردم. اولین باری که عکس یک آخوند به خانه ما آمد. مادرم میگفت آخوند اخوند است و پدرم میگفت هنوز خیلی جوانی. ولی من هنوز آن عکس کوچک روی آینه و پوستر بزرگش پشت در اطاقم را یادم است.
English Weblog
archives
by dateMarch 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category