
« میم
صفحه اصلی
از هر دری... »
یک شاهکار تبلیغاتی
مدتها بود تبلیغی اینطور مرا به وجد نیاورده بود.
January 15, 2008 2:02 PM
English Weblog
archives
by dateMarch 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
عجب تبلیغی بود .. آفرین به مانستر ... چه مغزی این رو به تصویر کشیده بود ...
آی من بدم میاد از دوشنبه ... تو بیکاری هم دوشنبه صبح زود با احساس بد بیدار میشم ...
مرسی از تقسیم
پروانه
January 15, 2008 5:05 PM
خیلی جالب بود، اما راستش من اول فکر کردم که اینها دارند سعی میکنند که از انرژی خورشید استفاده کنند!
لوا:
خوب احتمالا آخرش متوجه شدی که اینطور نیست؟
خوبی شما خانم جان؟
ساعت شنی
January 15, 2008 7:34 PM
خیلی جالب بود
maziar
January 15, 2008 7:43 PM
در شاهکار بودنش تردیدی نیست، اما در «کوچک» بودنش تجدیدنظر کنید خانم لوا جان
لوا:
اثری که پای شما را به اینجا باز کند البته که نباید کوچک باشد. چشم. به خاطر گل روی شما و البته جهت احترام به نظر شما که کارشناسانه ترین نظرها است آن کلمه را هم برمی دارم.
منظورم از کوچک البته این بود که شاید دیده نشود. اما این دیده نشدن چیزی از شاهکارش کم نمی کند.
O.
January 15, 2008 11:00 PM
ای وای! باور کنید اصلاً دلم نمی خواست چنین دخالتی در نوشته شما بکنم. می دانید که خود من هم آن واژه «کوچک» را دوست دارم و بسیار به کار می برمش، درست به همان معنایی که در ذهن شما هم هست. حالا به خاطر «گل ِ روی» خودتان، آن واژه را برگردانید سر جایش. آن طوری زیباتر است
O.
January 16, 2008 12:54 AM
عجب فکر هوشمندانه ای پشت این کار کوتاه بود حظش رو بردیم
این اول هفته ها همیشه همینند شنبه کوره خودمان یادت رفته؟
bayramali
January 16, 2008 4:46 PM