
« خاطرات من از کلبه
صفحه اصلی
»
حکایت ما و پوستین مذهبیون
حکایت ما و این سیاسیون مذهبی حکایت همان پوستین است که به طرف می گفتند پوستین را رها کن که الان غرق می شوی و طرف گفت که پوستین را من رها کردم پوستین مرا رها نمی کند.
آن از مملکت گل و بلبل خودمان که زدند با قاطی کردن سیاست و مذهب پدر صاحابش را در آوردند این از مملکت المثنیی مان که می آیند از کاندیدای ریاست چمهوری اش می پرسند آیا به همه کلمات انجیل اعتقاد داری یا نه و امروز هم به حمدلله چشمان- گوشمان- به سوال گزارشگر رادیوی ملی عزیز کرده مان از میت رامنی روشن شد که حالا که شما گفتی به کلمه کلمه انجیل اعتقاد داری تکلیفت با آفرینش و بحث داروین در کتابهای مدرسه چیست؟
کم مانده یواش یواش از کاندیدا ها استفساط کنند و کتاب فقه تحویل بگیرند.
شاید مربوط:
این برنامهNOVA چند وقت قبل در مورد این بحث داروینیسم و مذهبیون آفرینشی در مدارس امریکا خیلی جالب است. اگر امکان دیدن ویدو را ندارید همه متنش هم آن پایین صفحه است.
گفتیم میاییم بلاد کفر خلاص می شویم حالا دینداریشان ولمان نمی کند.
English Weblog
archives
by dateMarch 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
از این بحت تکامل خیلی خوشم میاد چون ادیان رو شدیدا زیر سوال می بره....انقدر جالب بود که سرکار نشستم تمامش رو خوندم....
farshid
December 4, 2007 5:40 AM
salam, in kalameye استفساط be nazaram kami ajib umad. shayad manzuretun Estefta bude, shayad ham man in kalama ro nashnidam :)
man(roozmare negar)
December 4, 2007 7:28 AM
Just wanted to let you know that I can't wait for my lunch time, and have a free minute to read Baloot. I love it. you write so well. why don't you open a coloum in some newspaper? like sex and the city? I'm serious.
Leva:
May be because i dont have enough support from my familiy!!
Hey mona, Raha got a new car and i named it period!! just let you know ahead of time and you can not beleive what they ( Raha and Vahid ) did last night in Express! i tell you later! ( i dont know i m supposed to tell or not by the way)
And i m very honord you are coming here and read baloot. Thank you so much for you support and hame chi. jigaramil.
mona
December 4, 2007 10:54 AM
خود مرحوم آن شيخ اگر مي دانست نمي گفت
سياست ما عين ديانت ماست
و ديانت مان عين سياست مان
سردبير ديپلم
December 4, 2007 10:59 AM
That Nova program was awesomely perfect. I loved it. thanks for the link
Siah
December 4, 2007 1:19 PM
یک روزی٬ یه آقایی ظاهرا به اسم آقای ماکیاولی ( میگن ایرنی بوده ٬ خدا میدونه) گفته است که :
هدف وسیله را توجیح می کند.ظاهرا این کاندیداهای محترم غیر از انجیل کتاب های این اقا رو هم خوانده اند.
A Balootak Reader
December 4, 2007 3:44 PM
منم دومین چیزی که وقتی اومدم توجهام رو جلب کرد (اولیش این بود که مردم با لباس خونه میان بیرون!) این بود که چقدر ملت مذهبیان بابا. یادمه روزهای اول توی ماشینهایی که کنار خیابون پارک شده بود نگاه میکردم و باورم نمیشد که چند نفر انجیل دارن یا صلیب آویزون کردن.
roya
December 5, 2007 7:29 AM
میگم قضیه این استفساط چی بود؟ نکنه همون استفساره؟
keyvan
December 8, 2007 4:25 AM