
« ژانر وبلاگی- قسمت سوم
صفحه اصلی
برگ و سنگ »
ژانر وبلاگی - قسمت چهارم:
دست هایم را در باغچه می کارم. سبز خواهم شد. می دانم . می دانم. می دانم.
تاریخ: روز بعد از نوشتن اولین پست وبلاگستان فارسی به دست سلمان جریری.
November 18, 2007 9:40 AM
English Weblog
archives
by dateMarch 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
من دوست آیدا هستم بیا وبلاگ منو هم ببین و آرشیو هامو
pppooonnnyyy
November 18, 2007 1:41 PM
ژانر پنجم
دیروز از سازمان حقوق بشر زنگ زده بودند. میخواستند حالم را بپرسند. به تلخی گفتم خوبم خوبم و آرام گریستم
پدر فنزی
November 18, 2007 3:05 PM
شما برای این که ژانر وبلاگی بنویسی باید وبلاگستان رو یه کم بهتر از این حرف ها بشناسی. یعنی یه کم آدم های
پشت وبلاگ ها رو بهتر بشناسی تا بدونی که چرا بعضی ها از بعضی ها محبوب تر هستند و بعضی ها یکی دو سالی معروف می شن و بعد بعد جوگیر می شن و از چشم همه می افتن، وگر نه این اتفاق بد می افته که
ژانر "ّبلوط" تبدیل می شه به ژانر "زیتون"
لوا:
کتی جانم. نمی دانم چرا نوشته ای که به نظر من طنز آمد و من هیچ فرد خاص یا بلاگ خاصی مخاطبم هم نبود اینطور سو تفاهم ایجاد کرد. اعتقاد ندارم که وبلاگ بلوط وبلاگ محبوبی است چرا که آدم پشت این نوشته ها آدم محبوبی نیست و نمیتواند خودش هم نباشد.
طنز نوشتن هم اگر بلد بود اینطور سو تفاهم ایجاد نمی کرد.
در تجربه شما و بی تجربگی من هم شکی نیست. من قصدم هیچ نبود. فقط طنز بود.
من جو گیر نشده ام. نمی دانم چرا این سو تفاهم ایجاد شد. فکر می کنم باید الان رسما از وبلاگستان معذرت خواهی کنم. هر چند منظور من هیچ فرد خاصی نبود.
سایه
November 18, 2007 10:11 PM
شما را التماس مي كنيم آدرس دومي ابتياع نماييد، يا اگر قبلن نمودهايد، پرايوتن يا عمومين اطلاع دهيد.
با احترام
لوا:
اون پرایوتن که رسما مرا کشت!.
چشم کیوان جان. میدانم باید اینکار را بکنم. شاید در بلاگ اسپات. یکمقدار وقت دهید. به روی چشم.
( یک آدم داوطلب هم پیدا کنید که بیکار باشد و بتواند به امور فنی بنده برسد بد نیست!!)
k1-35
November 19, 2007 4:03 AM