
« رنگ و رنگ و باز هم رنگ..
صفحه اصلی
ژانر بلاگی- قسمت دوم »
ژانر وبلاگی- قسمت اول
توضیح: طرف سه هفته است که از ایران خارج شده. بعد برای جمع کردن بقیه ظرف و ظروفش به ایران برگشته و حالا دوباره در ولایت فرنگ است و با اینترنت پرسرعتش دارد وبلاگ می نویسد:
وای خدای من. نمی دانم ملت چطور می توانند در آن طویله زندگی کنند. اینهمه ترافیک. اوه مای گاد(۱). هوای کثیف. باورتان می شود در تمام طول سفر حتی یک سنجاب هم ندیدم؟ اینترنتش را که نگو. زغالی زغالی. اصلا نمی توانستم آپ(۲) کنم. مردم همه کثیف و بی تربیت. انگار هیچ کس در ایران حمام نمی رود. می دانید در ایران چیزی به اسم گشت ارشاد هم وجود دارد که به خانم ها تذکر می دهد که حجابشان را درست کنند؟ البته به نظر من هم کار خوبی می کنند. این دختر ها را که آدم در خیابان می بیند وحشت می کند. حتی در خارج هم کسی اینطور میک آپ (۳) نمی کند. به نظر من حقشان است. بیل (۴)هایم عقب افتاده. آخر اکانت(۵) بانکها و کردیت کارت(۶) ها در ایران فیلتر بود! اوه مای گاش! (۷)
۱. اوه خدای من. تقریبا معادل همان خدا مرگم بده.
۲.به روز رسانی. وبلاگ بنویسم.
۳. آرایش
۴. قبض
۵. حساب
۶. کارت اعتباری
۷. نسخه دیگر همان اوه مای گاد است. مثل اوا خدا مرگم بده.
English Weblog
archives
by dateMarch 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
: ))))))))))))))))))))
kolli khandidam,
(Oh my god! bayad gerye mikardam vali,mage na?)
Marjan
November 16, 2007 9:45 AM
vaiiiiiiiiiiiii bamaze boodddddddd
shirin
November 16, 2007 10:10 AM
خب این سنجابا خیلی گوگولیان آدم دلش تنگ میشه!
بعدشم کاشکی به من میگفتی داره میره، میگفتم واسه منم ظرف و ظروف بیاره. یه قابلمه کم دارم!
نون-جیم
November 16, 2007 10:21 AM
لوا جونم
ولی هیچ چی جای disoriented رو نمیگیره.
;)
لوا:
دیشب ذکر خیرت بود خواهر. چرا ناپدید شدی تو یکباره؟ آره. این دیس اورینتیشن هم خیلی بده!
Tameshk
November 16, 2007 10:36 AM
راستش من شیش سال از ایران بیرونم و یه دفعه بیشتر بر نگشتم بعضی وقت ها فکر می کنم با فارسی نوشتم دارم گند می زنم به فارسی. انگلیسی هم که زبان اول نیست خود فارسی هم نبوده زبان مادری هم که تعطیل من باید به جای ولاگ نوشتن برم کشک بسابم اینا رو گفتم که بگم خودم خیلی درست حسابی نمی نویسم ولی بعضی وقتا بعضی از این وبلاگا خیلی توپن. یادم نیست کدوم وبلاگ صاحابش بچه کوچیک داره رفته بوده ایران کره بادوم زمینی میشه پینات باتر دیگه؟ به بچه اش داده بوده اونم آلرژی کرده بود خلاصه تو وبلاگش شاکی بود چرا دکتر توی مثلن دورغوز دره سفلی نمی دونسته پینات باتر چیه؟ جالبیش این بود که خودشم نمی دونست چون نتونسته بود به دکتر بگه بیسش روغن گیاهیه یا یه همچین چیزی! تا سه روز من داشتم می خندیدم.
40tike
November 17, 2007 3:10 PM
این نمونه نایاب رو از کجا پیدا کردی؟:))
لوا:
والله خواهرم اگر نایاب بود که دیگه ژانر نمی شد. خوبی تو؟
جوانه
November 18, 2007 12:36 PM