
« دومین شنبه ماه+ اولین کافه
صفحه اصلی
مهاجر:... »
کرختی عصر یکشنبه
امروز بعد از یک خلوت طولانی, تمرکز , و فکر کردن به تمام گوشه های خالی زندگی ام ,به این نتیجه رسیدم که بزرگترین هدیه ای که کسی می تواند به من بدهد (یا حتی اگر خیلی دلش بخواهد برایم آن را بفرستد!) سری کامل کتابهای نیکولا کوچولو است.
این را داشته باشید از کتاب " تعطیلات نیکولا کوچولو" که دختر خاله حالا دیگر خانم شده ام, شب آخر در کیف کوله پشتی ام گذاشته بود که بین راه وقتی گریه ام تمام شده بخوانمش و واقعا توصیه اش اثر کرد. با صفحه به صفحه کتاب هنوز هم لبخند می زنم.
خلاصه نامه نیکولا برای پدر و مادرش:
"مامان عزیزم, بابای عزیزم,
من خیلی عاقل شده ام. همه چیز می خورم. خیلی تفریخ می کنم و فقط دلم می خواست شما یک نامه به آقای شنکش بنویسید و بگویید مرا مجبور نکنند که بعد از ظهرها بخوابم. مثل آن نامه ای که وقتی من مسله حسابم را حل نکرده بودم برای خانم معلم نوشتید...."
تعطیلات نیکولا کوچولو
سامپه- گوسینی
ترجمه امیر حسین مهدی زاده
چاپ چهارم ۱۳۸۰
کتابهای کیمیا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
English Weblog
archives
by dateMarch 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
من سری اش رو گرفتم فردا به کسی هدیه میدم . نمی دونم این چندمین نفریه که بهش نیکلا کوچولو میدم حسابش از دستم در رفته . بسیار دوست داشتنی و هیجان انگیز است ... کسی رو نداری از اینجا قرار باشه بیاد بدیم برات بیاره ؟
لوا:
نظر لطف شماست سرکار خانم آناهیتا خانم. این وسوسه دل بود که نوشتم. اما پر رویی هم حدی دارد. حالا همین یک کارم مانده بود که بیایم زحمت شما بدهم. اما ممنونم از این همه لطفت.
برای این نیکولا هم که شده باید بیایم یک سر.
آلوچه خانوم
July 15, 2007 10:03 PM
یادمه سالهای پیش یکی از این کتابهارو به عنوان هدیه بردم برای یکی از بهترین دوستام که توی بیمارستان به دلیل بیماری ریوی بستری بود بردم. یادمه که اون دوستم اصلا شرایط روحی خوبی نداشت: مادر و پدرش از هم جدا شده بودند و دوست پسرش هم بعد از چندین سال باهاش برک آپ کرده بود و در ضمن روزهای دلگیر تعطیلی 13 و 14 خرداد هم بود، خلاصه که وقتی این کتابو دیدم گمون کردم که باید تو این شرایط به دردش بخوره که واقعا هم خورد. بعدها برای خودمم هم خریدمشون و آوردم اینجا راستی گمونم بشه همین جا هم پیداشون کرد.
پرستو
July 15, 2007 11:18 PM
ba in ke bachegoone bood ketabash vali man lezzatesho bordam vaghti ke xandam
xak
July 16, 2007 12:37 AM
are yadam andakhti ke man cheghadr ba in nikola koochooloo khandidam...ye modat too rahe daneshgah too otobus har rooz mikhundamo mikhandidam, kheili nazan. ishalla ye faraji beshe yeki barat befreste :)
maryam
July 16, 2007 12:45 AM
نامه ساده و قشنگي بود.
كاوه
July 16, 2007 2:31 AM
من و مجید کلی خاطره از نیکلا کوچولو داریم. میرفتیم شهر کتاب، کتابشو میخریدم از همون جا تو خیابون و تاکسی نوبتی میخوندیم و غش میکردیم از خنده.توجه هم نمیکردیم ملت الان میگن اینا دیوونه ان. خیلی حال میکردیم با این کتابا. منم فکر کنم یکی دو تاشو وقتی داشت میرفت واسش خریدم.
لیلا
July 16, 2007 4:28 AM
من ۹ سالم بود که کتاب نیکلا کوچولو رو کادو گرفتم. اون کتاب یه مجموعه منتخبی بود از «تعطیلات نیکلا کوچولو» و «دوستان نیکلا کوچولو» و ... . ترجمهش شاهکار بود! کتاب ایرانه و من نمیتونم چک کنم که مترجمش کی بود ولی بعد که این سری کتابهای جدید دراومد دیگه هیچ کدومشون به دلم نشستن. اون ترجمه قبلی واقعا بینظیر بود.
Ali
July 16, 2007 5:02 AM
اگر خواستی آدرس بده برات پست کنم.گرچه برای ما کسی چیزی پست نمیکند...به هر حال خوشحال میشم دلی شاد شود.
حامد
July 16, 2007 5:09 AM
وااااااااااای که من عاشق این نیکولا هستم
آدرس بده عزیزی
برات می فرستم دارمشون
Leva said:
این نهایت لطف شماست. ولی پررویی من هم حدی داره دیگه. ممنونم.
ronous
July 16, 2007 6:37 PM
من پارسال سری کاملاش رو (اون که مال انتشارات سروشه) خریدم. البته بیشتر به خاطر کارتونهای سمپه!
رها
July 17, 2007 12:55 PM
من هم اگه بخوای آمادهام که برات بفرستمشون (این رو کاملا بی تعارف میگم)
Leva said:
مرسی دختر جان
ظاهرا داره درست میشه. اما اگه نشد حتما یادم میمونه که تعارف هم نداری و میخوام که برام بفرستی. بشرطی که خودت هم برایم امضاشون کنی.
رها
July 17, 2007 12:58 PM
هم امضا میکنم و هم یه قلب تیرخورده میکشم، با یه چیکه اشک که دورش رو خط کشیدم...هوممم شاید کمی عطر هم بهش زدم...تا ببینم خدا چی میخواد!
رها
July 18, 2007 3:02 PM