
7/7/7
صبح زود بیدار شدم که درس بخوانم, به بلاگ گردی گذشت همه اش. دیدم همه نوشته اند از این روز و شانس و از این حرفها, گفتم عمرا اگر من کم بیاورم.
نمایش و کنسرت زمین است ظاهرا همه جای دنیا. این ها هم که امریکا را در نیویورک خلاصه کرده اند. ما هم که در یک کوره دهات آن سر کره زمین افتاده ایم. یک بار هم به ما از این چیزها نرسیده . فقط این جاستین تیم برلیک می آید شهر ما. یا فوقش ماریا کری ! دریغ از یک کنسرت زمین.
بعد هم که ظاهرا ملت امروز قرار است همه ازدواج هم بکنند. از آنجایی که تازه دست و بالمان از عروسی داری فارغ شده خبر دارم که مثلا سالنها را برای امروز از دوسال قبل رزرو کرده بودند. اینجا می گوید که امروز محبوب ترین روز برای عروسی در طول همه تاریخ بوده است.
این زوج جوان هم به سلامتی امروز به حجله می روند. مبارک همه باشد.
شهر گناه هم امروز یکی از شلوغ ترین روزهای تاریخش را خواهد دید. ملت به هوای 7-7-7 , بدون توجه به گرمای خطرناک این روزهای آنجا, به لاس وگاس هجوم برده اند. چقدر خوب بود اگر این حقه های فیلم سیزده یار اوشن واقعی بود و خوب البته من هم جزوی از گروه بودم و می شد کاری کرد که همه دستگاههای فسق و فجور یک دفعه 7-7-7 بیاورند.
درس دارم خفن! هوا هم بعد از یک هفته چهل و خورده ای بودن امروز خنک تر شده. از صبح زده به سرم که بروم مرکز شهر عکاسی. حالا اگر این باسن مبارک را تکان بدهم و یک ذره درس بخوانم بعدش می روم ببینم امروز چه فرقی با بقیه روزها دارد.
یک چیز دیگر برای مهران که برایم نوشت این روزها از نوشته های من وحشت می کند و ترسیده پشت پرده چه خبر باشد. ( حالا نگویید همه این پست را نوشت که بیاید این آخر سری از خودش بگویید.)
خبری نیست. اینجا من مدلهای مختلف نوشتن را تمرین میکنم . همیشه که قرار نیست از پنچر شدن ماشین و " چه کنیم همخابگی شادتری داشته باشیم" بنویسم که. حالا یک مدت هم به قول خودت خفن بنویسم.
من اینروزها شاد تر و سرحال تر از همیشه ام. خودت که دیدی چه به سرتان آوردم هفته قبل. گرمای هوا- حتی هوای چهل و خورده ای- مرا سرحال آورده. نگران درسهایم ام که نمی خوانمشان و این کلاس سیاست که می دانم اگر هم رد نشوم چیزی بهتر از دی نخواهم گرفت.
حالا اگر فرصت بدهی یواش یواش پیدا می کنم که اینجا را چطور می خواهم جلو ببرم. بماند که راه هم نمی شود برایش تعیین کرد و خانه دل است هر روز هر مدل که دل بخواهد اینجا هم خواهد گردید.
ما برویم و شما هم 7/7/7 شادی داشته باشید. ( به سبک " با نوار بهداشتی های ما, پریود شادی داشته باشید" های تلوزیون)
English Weblog
archives
by dateMarch 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
Leva Jan, Mirim keh dashteh bashim....
Leva: am I too slow and can t get your point love?
oh, i got it. LOL. have a happy one!
Nazy
July 7, 2007 11:07 AM
این 7/7/7 که برای ما خوش یمن بود. روز خیلی خوبی بود.
MED
July 7, 2007 1:10 PM
Leva Jan, what's happening with your blog? I couldn't get in for the longest time, and now your latest post is missing. Thank goodness I had read it and I came to say what a good post it was! Anyhow, keep on writing for us my friend. I like the experimentions you are doing in your writing. They are interesting and I learn from them all the time. I hope you do well on your tests this week. Be good.
Leva: Nazy jan,
I just found my last post is missing. I dont even have it my archive! i want it back! i love that post. !!it is not in my entries!
Nazy
July 9, 2007 12:18 AM