
« مدیریت
صفحه اصلی
از همه جا. »
سنگسار
۱. یه عادت بدی که دارم و موقع درس خوندن بیشتر خودش رو نشون میده, مشغول شدن ذهنم به یه موضوع خاص هست و اینکه ذهنم بسته میشه. اگه قرار باشه مقاله بنویسم, تحقیق کنم, کنفرانس بدم یا حتی از متن کتابها موضوعی رو پیدا کنم همه میرن حول اون موضوع خاصی که تو ذهنم هست.
تو کلاسهای مقاله نویسی خیلی سعی کردم و میکنم که ذهنم رو از ایران و مسائل ایران یا مهاجرت جدا کنم و از چیزهای دیگه بنویسم. اما سخته و نمیشه. اگه هم بنویسم خوب در نمیاد. این ترم اما استاد نگارش به دادم رسید و گفت تو باید از چیزی بنویسی که لمسش کردی. که تجربه اش رو داری و اون وقت میتونی حس رو منتقل کنی. آرومم کرد وقتی گفت براش مهم نیست اگه من همه مقاله هام هم در مورد ایران یا زنان باشه.
تحقیق آخر ترمم رو دارم در مورد سنگسار مینویسم. باید بگم که دارم اذیت میشم. زیاد. یعنی الان به شدت دلم میخواد عوضش بکنم. وقتی تو گوگل انگلیسی سنگسار رو مینویسی , یکی از اولین سایتهایی که نشون داده میشه یه ویدئو از سنگسار داره. اولین بارم بود که غیر از خوندن یه فیلم هم دیدم در موردش. خیلی اذیتم کرد.
به این کاری ندارم که اعدام باید باشه یا نه. اصلا گیریم که اعدام بکنیم. اصلا گیریم که مجازات خیانت اعدام هم باشه اما آخه اینقدر حیوانی؟ این آدمهایی که تو این ویدئو دارن اینطور سنگ میاندازن و بعد هم سر محکوم رو هی بالاتر میکشن که سنگ بخوره بهشون, اینها تو چه فکری هستند؟ یعنی تصور صواب اینقدر میتونه آدمها رو از انسانیت بندازه؟ این ها انسانن؟
توصیه نمیکنم این ویدئو رو ببینید. من دو دفعه تا وسطش رفتم و ولش کردم. در ضمن من به مقدسات مذهبی کسی قصد توهین ندارم. همه مسایل این سایت و نوشته هاش مورد تایید من نیست. اذیت میشید موقع دیدنش. گفتن از من.
۲. تبرئه دو محکوم به سنگسار؛ پرونده هاي سنگساري پس از چند سال يکي يکي بسته مي شود!
این خبر رو خوندید؟
۳. خبرهای خوبی هم هست از عکس العملهایی که تو این دو هفته بعد از فرستادن ایمیل های حاوی مطالب کمپین سنگسار داشتم. میدونم تو جلسه این ماه راجع بهش صحبت میشه. گزارش رو میذارم بعد از اون مینویسم.
۴. نمیدونم وقتی آدم خودش کاری نمیکنی - حتی در حد یه ترجمه ساده- اجاز داره خسته نباشید بگه یا نه. اما دلم میخواد به اعضای کمپین " قانون بی سنگسار" خسته نباشید بگم.
English Weblog
archives
by dateMarch 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
سلام بلوطك عزيز. پرستو لطف كرد و لينك شما رو برام فرستاد. اول به عنوان يكي از اعضاي كمپين تشكر مي كنم از اظهار لطفتون. دوم برام انتخاب اين موضوع توسط شما جالب و خوشحال كننده است و با اينكه نمي دونم در كدوم كشور و كدوم دانشگاه مي خواين اين تحقيق رو انجام بدين ولي اين دو مهم نيست . مهم اينه كه هر كس در هر جا كه هست با سنتي كه به نظرش اشتباهه مقابله كنه . بنابراين از نظر ما نه تنها ما شما رو كسي نمي دونيم كه " خودش كاري نمي كنه!!" بلكه صميمانه دستتون رو مي فشاريم و تشكر مي كنيم كه چنين بحثي رو با تحقيقتون وارد يك محيط دانشگاهي مي كنين.
لوا: ممنونم از شما آسیه عزیز و پرستوی خوبم.
آسيه
November 28, 2006 11:36 AM
ye bar tu yeki az canal haye mahvare dasht in film ro neshun midad
vahshatnak bud
avalesh ke aslan nafahmidam jaryan chie!
ta in ke baba umad va koli dava kard ke in mozakhrafat chie negah mikoni
in ke 1 edde ensan jam shan va 1 nafare dige ro ba sang beznana va lazat bebaran az kareshun ro dark nakardam
:(
sun
November 28, 2006 10:51 PM
چيزی که تو جامعه ما منو ميترسونه اين ديد نسبت به کشتنه. فلانی خيانت ميکنه بايد اعدامش کرد، فلانی فيلم پخش ميکنه بايد کشتش. کمتر کسی از عامه مردم( هر چند از اين اصطلاح عوام بدم مياد اما چيز ديگه ای رو نميشناسم که جانشينش کنم) هست که فکر کنه آدم اجازه نداره در مورد جون کسی اينقدر راحت نكر بده حتی اگه طرف قاتل باشه
نكيسا
November 29, 2006 3:10 AM
کمپین، پتیشن ، مبارزه وبلاگی و اینترنتی و ... همه اینا خوبن و قابل احترامن و من هم موافقم که هر حرکتی هر چند کوچک ، هزار بار از ساکت بودن و تماشاچی بودن و دست روی دست گذاشتن بهتره . نمی خوام هم در هیچ کدوم از این موارد آیه یاس بخونم اما ... تا حالا فکر کردیم که برای چند نفر از مردم این کشور موضوعات این چنینی دغدغه است و براشون مهمه و بهش فکر میکنن ؟! احتمالن چیزی در حدود جامعه کتابخوان مون . به تیراژ 3000 تایی کتابها در کشور 70000000 نفری مون هیچ توجه کردیم ؟ ( بگذریم از این که با خیلی از همین جماعت کتابخون به اصطلاح روشنفکر هم که صحبت میکنی دغدغه فکری فراتر از کنکور ارشد و امتحان تافل و ... موضوعاتی از این دست ندارند .) کاش میشد برای این مشکل هم فکری کرد . اونوقت مسلمن صدای جماعتی چند میلیون نفری بیشتر و بهتر از صدای جمعیتی چندین هزار نفری به گوش خواهد رسید .
مریم
November 29, 2006 4:08 AM
salam..
chera hameye link hayee ke gozashtin filtere :(
chikar bayad bokonam ta betunam in filme sangsar ro bebinam>??????
kheili vasam moheme
age mishe rahnamayeen konid?
ba tashakor
bye
لوا: واقعانمیدونم چیکار میشه کرد. تا جایی که من میدونم یه سری فیلتر شکن هست تو ایران. به خدا من بی اطلاعم.
anahita
November 29, 2006 12:49 PM
http://www.target-human-rights.de/HP-01_genitaleVerstuemmelung/u1-1_dasVerbrechen/index.php
mitra
November 30, 2006 9:03 AM
salam khoshhalam ke tanha nistam va zanha o 2khtarai ham hastan ke bitafavot az kenar vajeyeh sangsar nemgzaran onem be khiyal inke marbot be ma nist chon ma zenakar nistim o napak ama......mer30 vaghen mochakeram .
nazila
March 27, 2007 4:03 AM