
« نتایج نظر خواهی
صفحه اصلی
اسم " سفید" یا اسم "سیاه"؟ »
آخر هفته خود را چگونه سپری کردید؟
اصولا شب جمعه ( یکشنبه شب خارجی ها) ملت دوتا دوتا میرن یه فیلمی میگیرن, یه بطری شرابی چیزی میذارن رو میز, پاپ کرن درست میکنن و از معمولا برای اهل دل ! از دوحال خارج نیست. یا فیلم رمانتیک میگیرن که هی به سبک نقش اول ها همدیگه رو ماچ میکنن و یه ذره اشک و آه و آخرش به هم میگن وای چقدر خوبه ما همدیگه رو داریم و یا در صورت دوم فیلمی میگیرن که به طور مستقیم رو سایز اعضا و جوارحشون اثر میذاره و شراب و میریم که داشته باشیم....
اما از اونجایی که ما هیچی مون به بقیه آدمیزادها! نرفته استادهامون هم نباید برن دیگه. این شد که یکی از استادهای ما برای برسی دوره رمانتیسیزم اروپا , بهترین رمان رو " فرانکشتاین" اثر مری شلی تشخیص داد و به ما امر شد که در مورد اون گذارش بنویسیم.
حالا تصور بکن نصفه شبی بشینی فرانکشتاین ببینی و تازه هی سعی کنی کاراکترهای دوره رمانتیسزیم اروپا رو هم اون تو پیدا کنی و یادداشت برداری و یه دفعه از تو خیابون صدای تیر اندازی پلیس بشنوی. اون هم تو منطقه ما که دیگه خلاف کاراش سنجابان!!
داستانی داشتیم ما این شب جمعه ای ( یک شنبه ای) .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
English Weblog
archives
by dateMarch 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
ای بابا، تو هم وقتی بايد دربارهء کتاب چيزی بنويسی ميشينی فيلمش رو نگاه ميکنی؟ نچ نچ نچ (تکون دادن سر با تأسف)...
لوا: ببین مادر! سیصد صفحه اونهم زبون قرن نوزدهمی مری شلی! انصاف بده تو رو خدا! اصلا من به بخش " اینترتینمنتی " اش فکر کردم . چطوره؟
پانتهآ
October 30, 2006 12:00 PM
khosh gozashte pas hesaaaaaaaaaaaaaabi ;)
hala yek kam at gozareshet begoo ke savade maa ham ziaad beshe :)
Ng
October 30, 2006 12:01 PM
من جمعه شب خوبی نداشتم، داشتم میرفتم خونه یکی از دوستام پلیس بهم گیر داد که این نصفه شبی ۱۲ کیلو بلوط!!! تو دستت چی کار میکنه؟ من هم گفتم هیچی بابا دارم میرم خونهٔ دوستم که یک سنجابه. اون ها هم شاکی شدند به من تیراندازی کردند! عجب آخر هفتهای داشتم من!!!
فرزاد
October 30, 2006 12:10 PM
مهم اینه که آخر هفته ات خاظره ساز شد و تونستی بیای تعریف کنی و بنویسی ازش!
اگه مثل همه می بود و مثل همه ی آخر هفته ها بود که می شد یه نوشته ی تکراری. زود برو از استادت تشکر کن!
لوا: به این میگن به نیمه پر لیوان نگاه کردن اونهم به شدت!
دنیا
October 30, 2006 12:16 PM
bah bah bah
pas hesabi behetoon khosh gozashte
shoma ham mesle manin az nazare shebahat be adamizada
samira
October 30, 2006 1:31 PM
بنده در این آخر هفته از طبقه زیر زمین به طبقه سوم اسباب کشی کردم. البته همه اسباب را هنوز نکشیده ام. اصلی هاش رو برداشته ام و هر موقع دارم میرم بالا یه تیکه هم دستم میگیرم با خودم میبرم.
لوا: چقدر خوابیدن تو برج موثر بوده!
Anar
October 30, 2006 1:42 PM
avalan ta bebinim nesfe shab yani kei?
badesham sanjaab osoolan mojoode jalebie choon be ghole shoma nesfe shab nemishine frankeshtin bebine
mage farda ra azat gereftan marde momen
amir
October 30, 2006 4:13 PM
gozareshet eshtebahi shode balootak, jaye 're-ze','dal-zal' zadi ,)
mitra
October 31, 2006 3:38 AM