
« این طرح به عنوان طرح برتر از ترم بعد در تمام دانشگاههای کالیفرنیا اجرا خواهد شد!
صفحه اصلی
انجمن دفاع از شاهزاده برای استقرار دمکراسی در ایران! »
رها, برادر هفده سالم, هر وقت یه جای کارش لنگ میشه, ماشین میخواد, با دوستاش یه چیزایی میخواد بخوره که خونه مامان اینها نمیشه, با جی اف جان قرار داره یا به هر عنوانی یاد خواهر بزرگش میافته و زنگ میزنه اینطوری شروع میکنه:
" چه طوری آنجلینا جون. اصلا من هیچوقت بهت گفتن تو چقدر شبیه جسیکا آلبا هستی؟ البته یکی از همکلاسیهام میگه بیشتر به چارلیز ترون میخوری..."
نوجون و پاکی و صداقت دیگه. کاریش نمیشه کرد. هیچ ربطی هم به وقتهای که این حرفا رو بهم میزنه نداره. خوب شاید بقیه وقتا حواس نیست و یادش میره دیگه . مهم اصل مطلب هست که این بچه چقدر راستگو هست و البته چهره شناس!
----------------------------
تمام یه ترم گزارش بنویسی در مورد زنان و خشونت و تبعیض و سرویسهای اجتماعی و جنگ و چه میدونم هر موضوعی که دلت میخواد حالا موضوع گزارش امتحان پایان ترمت این باشه. " شما از امتحان ایالتی برای گرفتن دیپلم دبیرستان دفاع میکنید یا نه؟"
آخه مادرت خوب, پدرت خوب. منی که اینجا اصلا دبیرستان نرفتم و اصلا نمیدونم این امتحان خروجی شما چی هست از کجا مطلب بیارم بنویسم. اون هم چی. فقط دو ساعت بدون کامپیوتر با یه دسته کاغذ, یه مقاله مرجع و دو تا دونه خودکار سیاه.
قضیه درس گزارش نویسی این ترم من این بود که ما در طول ترم در موارد مختلفی که به پیشنهاد خودمون و با نظر استاد تعیین میشد, باید گزارش مینوشتیم. امروز پایان ترمش بود. یه مقاله به ما دادند که با استناد به اون نظرات مثبت یا منفی خودمون رو بگیم و بعد از دیدگاه خودمون در اون زمینه دفاع کنیم. در کل کار سختی نبود به شرطی که لااقل یه موضوعی بود که آدم ازش یه پیش زمینه ای داشته باشه.
ظاهرا از سال ۲۰۰۶ یه قانونی تو دبیرستانهای کالیفرنیا گذاشتن که بچه ها باید یه امتحان ریاضی و انگلیسی رو بدن و اگه اون رو پاس کردن و اون مقدار واحدهای لازم رو هم برداشته باشن اون وقت فارغ التحصیل میشن و دیپلم میگیرن. اما اگه امتحان رو پاس نکنن , حتی اگه واحد ها رو تموم کرده باشن, دیپلم بی دیپلم.
حالا منی که اولین بار بود این قانون رو میشنیدم و اصلا نمیدونستم چی هست چه جوری میتونستم بدون مطالعه از توش نظر مثبت و منفی در بیارم. بیشتر از قوه تخیل بهره گرفتم تا حقایق ( چیزی آخه نمیدونستم ). در هر حال اون همه کتاب آیزاک آسیموف خوندن نوجوونی الان داره خودش رو نشون میده.
مقاله ها رو هم چهار تا استاد غیر از استاد خودمون میخونن و برای قبول شدن باید سه تاتوش اون رو قبول کرده باشن. واقعا نمیدونم چی میشه. هنوز دوتا امتحان دیگه هم مونده و من دیگه هیچ روز مرخصی هم ندارم.
کدوم یکی از این ائمه آل عبا تخصصش تو امتحان پایان ترمه؟
---------------------
English Weblog
archives
by dateMarch 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
اینجا رو خیلی دوست دارم :)
سرزمین رویایی
May 14, 2006 4:14 AM
دلم میخواست قیافت رو اون لحظه ببینم...
لوا:
دیدن هم داشت واقعا!
بي تا
May 14, 2006 11:43 PM