
« تو یک زنی, پس می توانی.
صفحه اصلی
و اما این وبلاگ شهر ما (۱) »
به خاطر یه تحقیق کلاسی مجبور شدم بشینم سری کامل " بهشت - کجاست و ما چه جوری می تونیم بهش برسیم؟" رو ببینم. و چه اجبار خوبی هم!
باربارا والترز تو این برنامه که برای کانال " ای بی سی" تهیه شد, با افراد مذاهب مختلف مصاحبه می کنه. رهبران فرقه های اصلی مسیحیت, رهبران یهود و مسلمون در امریکا, دالایی لاما, افرادی که تنها به خاطر اعتقاد مذهبی جون خودشون و بقیه رو میگیرن ( همون تروریستهای خودمون) , پزشکهای که در مورد وجود ژن مخصوص مذهبی یا ژن اعتقاد به بهشت تحقیق میکنن , و بالاخره افرادی که تا در دروازه بهشت رفتن ولی باز به این دنیا برگردونده شدن و حالا آرزوی دیدن اون رو دوباره دارن.
والترز سوالهای مختلفی می پرسه. در مورد فیزیکی یا جسمانی بودن بهشت, مکانش, این که آیا افراد مذاهب دیگه هم به بهشت راه دارن یا نه, روابط انسانی در بهشت, و نحوه رسیدن به بهشت.
تو این لینک میتو نین تقریبا تمام مطلب رو پیدا کنید. اما یه چیزایی واسه خودم جالب بود . از جمله اینکه از هر ده نفر تو امریکا ۹ نفر به بهشت اعتقاد دارن. تقریبا همه مذاهب به این اعتقاد داشتن که اعتقاد به وجود خدا و رفتار نیکو داشتن راه رفتن به بهشته . اما ریئس فرقه " اوانجلی" اعتقادش به این بود که تنها وقتی می شه به بهشت رفت که دوباره از نو و با اعتقاد به مسیح متولد شد. ظاهرا بهشت اونها فقط اندازه مسیحی ها - اون هم کسایی که دوباره منولد بشن و با زهد زندگی کنن- جا داره.
این آقای تروریست مال جنبش حماس هم که تمام صحبت های این دوست سرباز ما رو تایید کرد.
در مورد رودخانه های شیر و عسل و شراب و ۷۲ ویرجین خانومی که منتظرشن حرف زد و به باربارا والترز هم رسما گفت که نمی تونه بره بهشت چون مسلمون نیست. البته بعدش مرجع مسلمونهای امریکا آقای امام عبدل رئوف یه ذره وضع رو بهتر کرد و گفت که پیروان مذاهب مختلف به شرطی که به خدا اعتقاد داشته باشن میرن بهشت. هرچند این آقای عبدل رئوف هم نتونست جواب بده که اگه شهید ها میرن بهشت , پس اون قاتلی که جون این همه آدم بیگناه رو میگره و شهید به حساب می آد تکلیفش چیه؟
ولی از همه آرامش بخش تر مصاحبه با دالایی لاما بود. چقدر این مرد دوست داشتنی هست. اگه من می تونستم مذهب رو قبول کنم, بدون شک مرید اون می شدم. دالایی لاما از عشق و از تولد و تناسخ حرف زد و از بودا شدن گفت که خود بهشته. از اینکه بهشت بالا و پایین و شرق و غرب نیست. اینکه بهشت خود آدما هستن. ( و چه تناسبی داشت صحبت هاش با عرفان ما).
از انجمن هایی با خبر شدم که با مسئله اعتقاد به اون دنیا مبارزه می کنن و تو کمپهاشون به بچه ها یاد می دن که زندگی فقط همین دنیاست . قبلی نبوده و بعدی هم نخواهد بود.
در هر حال شکی به این نیست که اعتقاد به وجود اون دنیا هیچ فایده ای هم که نداشته باشه , کمک هست برای التیام کسی که عزیزش رو از دست میده. حتی اگه عقل هم بنا به هر دلیلی نتونه بهشت رو باور کن, دل میخواد که بهشت وجود داشته باشه. کی از ۷۲ تا ویرجین زن و مرد بدش میاد؟
---------------------------------------------------------------------------
English Weblog
archives
by dateMarch 2011
February 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
March 2010
February 2010
January 2010
December 2009
November 2009
October 2009
September 2009
August 2009
July 2009
June 2009
May 2009
April 2009
March 2009
February 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
by category
Comments
خیلی جالبه که نود درصد مردم در امریکا به بهشت معتقدند، و در ایران اسلامی...!!؟ خودتون بیان نظرسنجیهای وبلاگ من رو هم ببینید. بهرحال مشت نمونهی خرواره
سامـان
April 23, 2006 1:35 PM
salam...site jaleb va khanni dari...khoshhal misham be man ham sar bezani.
ebham
April 24, 2006 1:48 AM
درست نمی دونم این پست رو چند روز پیش نوشتی، من الان خوندمش، به هر حال می خواستم بگم من اون برنامه رو تو تلویزیون دیدم و خیلی واسم جالب بود، اما جالب تر اینکه من هم دقیقا آخرش با خودم فکر کردم بین همشون اگر قرار باشه یکی رو انتخاب کنم اونم دالای لاما است و اینکه چقدر دوست داشتنی است و چقدر حس حضورش رو دوست داشتم...البته راستش هر دفعه طرف عقایدشون رفتم یک کم از این کنار کشیدن از حسهای انسانی ترسیده م
سودابه
April 24, 2006 7:36 PM